عبدالله مستوفى
32
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
از طرف ديگر ميداند كه در مراجعت هم حسابى در كار نيست و كسى از او مواخذه و بازپرسى نخواهد كرد ، ميخواهيد چه اندازه بفكر وصول ماليات دولت باشد ؟ منتهاى صحت عمل او اينست ، كه به مزد و مايه عمر خود را بگذراند كه مردم از او رنجور نشوند . رئيس ادارهاى كه از علم و اطلاع و سابقهء خود مستحضر است و ميداند هيچيك از جهات مرجحه در او نيست ، و به پشت هم اندازى و تملق خود را بمقام مديرى رسانده است براى حفظ مقام خود هم كه باشد ، هميشه از خود بيسوادتر و بىسابقهترى را پيش ميكشد ، و چون رشوهگيرى را از رؤساى خود سرمشق داشته و خودش هم رشوه ميگيرد ناچار است رشوهگيرى زيردستان خود را هم تحمل كند . پس چون نيك بنگريم خواهيم ديد تمام اين رژيمانهائى كه باسم مأمورين ادارات ماليه ، در مركز و ولايات مشغول تاخت و تاز رعيت و پر كردن جيب خود هستند ، هيچ اصل و ريشهاى جز شخص شاخص شما نداشته ، امروز هم پشتيبانى جز حضرت اشرف عالى ندارند . مملكتى عايدات مالياتش وصول مىشود كه مأمور و مستخدمش ، گذشته از ترس محاسبه و مجازات و مؤاخذه ، بحقوق و مواجب و آتيهء خود هم مطمئن باشد . مستخدم و مأموريكه تا رشوه ندهد و عشوه نخرد و پشت هماندازى نكند ، به كار نرسد و بعد از وصول به خدمت هم ، هيچگونه دوام و بقائى براى خود نبيند حقوق و حدود اداريش محفوظ نباشد ، و از همه بدتر ، همقطار بد هم اسم و حيثيت او را لكهدار كند ، چگونه ميتوان از او انتظار دلسوزى و صحت عمل داشت ؟ زيرا ميداند ، دو ماه نگذشته ، يك شخص مجهول الحال بيسابقه جاى او را اشغال خواهد كرد و هرقدر هم در مدت كارش صحت عمل و دلسوزى بخرج داده باشد ، با يك شارلاتان متقلب تازه وارد برابر ، بلكه بواسطهء عفت نفس از او عقب خواهد ماند . در يك دكان بقالى هم استاد بشاگرد دو سالهء خود بيش از يك ساله اهميت ميدهد و بين شاگرد تازه وارد و شاگرد چهار ماههء خود فرقى ميگذارد . ولى از التفات شما ، در تمام ادارات دولتى ، بخصوص ماليه كه از همه بيشتر در تحت امر مستقيم و غير مستقيم شما بوده است ، ابدا رعايت سابقه نميشود ، و حال قسمت عمدهء اعضاى آنها همان مثل « امسيت كرد يا واصحبت عربيا » مىباشد . ديروز طبيب و كاسب و تاجر و شاعر و آخوند بودهاند ، امروز مدير و رئيس و معاون هستند . ميگوئيد : « اقساط مهم و ضرورى دولت در عهدهء تعويق و تعطيل » در اين موضوع ما هم با شما همراهيم ، زيرا ميدانيم كه كابينههاى قبل از شما فقط با درآمد مملكتى ميخواستند مملكت را اداره كنند ، حتى از گرفتن قسط موراتورىيم هم امتناع ميكردند . در اين صورت ، با وجود قحطى و تنگى و ناخوشى ، يعنى تمام آنچيزهائى كه شما ميخواهيد با تجشم بدورهء كابينهء خودتان نسبت بدهيد ، و با ادارهء ماليهاى كه براى آنها گذاشته بوديد ، بايد متشكر بود كه تا اين اندازه هم توانستهاند